تبليغاتX
یادداشت معلمـــــانه - پلی به ثانیه های گذشته
آب سخن
آب سخنم روان که مي خواهم نيست / شايسته به هر زبان که مي خواهم نيست / از گفت و شنيد و خواندنِ آن هستم / شرمنده ، چنان که مي خواهم نيست WWW.Moallemane.ir

اواخر مرداد 88 بود ، كه تصميم گرفتم ديداري با دوست قديمي ام « يوسف » داشته باشم .از سال 1369 با ورودم به دانشسراي تربيت معلم ولي عصر ( عج ) شهرستان مرودشت با او آشنا شدم .از دوستاني است كه انسان با ديدن روي او و گفته هايش به ياد خداوند مي افتد .فعلا" دانشجوي ارشد  رشته ي فلسفه ي دانشگاه اصفهان است .

سه سال در كنار هم و در يك مدرسه تدريس مي كرديم .پس از ديدار و بيان خاطرات گذشته ، پيشنهاد دادم كه به اتفاق هم به مدرسه ي « پرتو حقيقت » روستاي احمد آباد مرودشت برويم .ايشان با روي باز پذيرفتند . مدرسه و روستا  در 19 كيلومتري مرودشت قرار داشت .سوار بر موتوري شديم و حركت كرديم .در بين راه با ديدن مناظر و روستاها خاطرات خوش وتلخ گذشته برايمان تداعي مي شد .

بالاخره به احمد آباد و مدرسه رسيديم . درب مدرسه باز بود . مدرسه اي كه حدود 40 – 50 دانش آموز داشت . يوسف مدير و آموزگارش بود و من هم آموزگار سه پايه اش . حالا تبديل شده بود به گوشه اي دنج و خاموش ! و بدون هياهوي شيرين بچه ها . مدرسه ...

مدرسه منحل شده بود .دانش آموزان به صورت روستا مركزي * در روستاي مجاور كه پر جمعيت تر و وسيع تر بود ادامه تحصيل مي دادند .

محوطه ي مدرسه پر بود از خارمغيلان ( به زبان عامه به آن خار شتري مي گويند .) بر عكس ،  شيشه ي درب و پنجره ها سالم بود .

خاكي كه بر روي ميز ونيمكت باقي مانده ي كلاس ها نشسته بود حاكي از آن بود كه مدرسه مدت ها سوت و كور است .

 يكي از كلاس ها كه از درز موزاييك هايش علف سبز شده بود ؛ توجه ام را جلب كرد . جدول حروف الفبايي كه رنگ قلم نوشته اش پريده و كم رنگ شده بود .خطش ، خطي بود آشنا . درست يادم هست كه در سال 1378 آن جدول به دست خودم طراحي شده بود و آن را در كلاس نصب نموده بودم و حالا تلنگري شده بود بر گوشم كه : اين اشارت ز جهان گذران ما را بس .

با يوسف عزيزم كه موهايي سپيد زينت بخش صورتش شده بودو مرا به ياد اين بيت شعر انداخته بود كه :

موي سپيد را فلكم رايگان نداد                            اين را به نقد جواني خريده ام

 در حياط مدرسه عكس يادگاري انداختيم .

                                                          

 

*روستا مركزي طرحي است كه بيشتر در روستاها و به وي‍‍ژه در مدارس ابتدايي مصداق پيدا مي كند .روستا و مدرسه اي  كه آمار دانش اموزانش طبق تعريف سازمان آموزش و پرورش به حد نصاب نرسد ؛ به سبب يك سري معايب و مزيتي كه در پي منحل شدنش دارد مدرسه منحل گرديده و در يك روستاي ديكر با مركزيت و امكانات بهتر ادامه تحصيل مي دهند .

نوشته شده در تاريخ جمعه دهم مهر 1388 توسط  مرتاح جوکار بیضائی
درباره وبلاگ

◊◊◊ چه قدر زود دیر می شود ! سی و اندی سال از عمرت گذشته است . دست زمان طفل تو را مستانه می رقصاند و پایکوبان موی سپید را به نقد جـــــوانی ارمغانت می کند و هزاران قصه ی گفته و نا گفته بر طومار دلت حک می کند. ◊◊◊ این رسانه (وبلاگ ) شاید سبز کاجی باشد که لاک پشت خیال ، میوه ای از آن را به نشانی ببرد ! در میان شاخساراین کاج غبار طلائی خاطره ها محو سوسوی شبچراغش می شود و شما معاشران را ، ز هر کرانه ای به خود می خواند .
« مدیر وبلاگ : جوکار بیضایی ازبیضای فارس » باقی بقایتان
تماس با ما
WWW.Moallemane.ir
موضوعات
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
لوگوي وبلاگ
يادداشت معلمانه

لوگوي دوستان
salam

http://kingkey.blogfa.com/

http://babaabdad.blogfa.com/  نرگسي

ســـاعت
اوقات شــــــرعي
دقت محاسبات : 3± دقيقه
جست و جــــو
جستجو توسط گوگل

در كل اينترنت
در اين وبلاگ
ميان صفحات فارسي
ديگر ابزار
salam



کليه ي حقوق مادي و معنوي براي وبلاگ moallemane محفوظ مي باشد.
 هر گونه نسخه برداري با ذکر منبع مايه ي افتخار و امتنان است.
قالب وبلاگ